الشيخ محمد تقي بهجت

24

جامع المسائل ( فارسي )

و همچنين اگر بگويد « أنت طالق نصفَى ، طلقة » يا « ثلاثة اثلاث طلقة » يا « نصف طلقتين » ، اظهر صحّت است در غير اخير ، و محتمل است در اخير . طلاق اكثر از واحده به يك صيغه اگر به دو زن بگويد : « أنتما طالقان » ، و به بيشتر بگويد : أنتن طوالق ، واقع مىشود طلاق مقصود . و اگر به چهار زن مثلًا بگويد : أوقعت بينكنّ اربع طلقات ، طلاق هيچ كدام واقع نمىشود بر حسب آن چه گذشت ، بلى در مقام اقرار ، حكم به وقوع طلاق چهار به غير اين صيغه مىشود در آن چه اقرار مُثبِت است . اگر بگويد : « أنت طالق ثلثا الا ثلثا » ، يكى واقع مىشود و استثنا باطل مىشود ؛ و همچنين اگر بگويد : « أنت طالق طلقة إلا طلقة » . و اگر بگويد « أنت طالق ، غير طالق » پس در غير طلاق رجعى كه انكار طلاق رجوع است در آن بر حسب آن چه ذكر مىشود يك طلاق واقع مىشود و نقض ، لغو مىشود . اگر گفت : « زينب طالق » ، پس از آن گفت : « غلط و سبق لسان بود و مقصود » عمره « بوده » كه آن هم زن بوده ، قبول مىشود و « عمره » طلاق داده مىشود در صورتى كه دعواى سبق لسان مسموع است و در حكم واقعى نزد قصد كننده . و اگر « عمره » اجنبيه است ، طلاق واقع نمىشود . اضراب به بل اگر بگويد « زينب طالق بل عمره » نسبت به دو زوجهء خود ، طلاق اولى ثابت است ، و در ثبوت طلاق دومى تأمل است ، منشأ آن انسباق اتحاد دال بر طلاق و دال بر اضراب و عدم جمع بين دو طلاق است پس رجوع از اوّل بعد از تحقق و اثبات دوّم غير مفيد است ؛ بخلاف آن كه بگويد : « زينب طالق و عمرة » . و اشكال متقدّم در اقرار هم جارى است . بقيهء مسائل مربوط به اقسام طلاق و امه بعد از دو طلاق كه بين آنها رجوع و مواقعه ، باشد محتاج به محلَّل مىشود ، و